سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
شــــــهدای روستای مکی(کوهسرخ کاشمر)

 

شهید محمدرضا تورجی‌زاده به حضرت زهرا (سلام الله علیها) علاقه وافری داشت و در غالب مداحی‌هایش از مصائب ایشان می‌خواند. هم‌چنین وصیت نمود که بر روی سنگ قبرش بنویسند: یا زهرا.

به نماز اول وقت اهمیت فراوانی می‌داد. قرآن کریم را بسیار تلاوت می‌کرد. همیشه دو ساعت قبل از نماز صبح به راز و نیاز می‌پرداخت. صدای گریه‌هایش بعضا موجب بیدار شدن دیگران می‌شد. این عبادت و راز و نیاز با معبود تا طلوع آفتاب ادامه داشت.

در جبهه بارها مجروح شد به گونه‌ای که در میان دوستان به شهید زنده معروف شد و هر بار پیش از بهبودی کامل، باز به جبهه عزیمت کرد.

سرانجام این مجاهد خستگی‌ناپذیر در 05/02/1366 در ارتفاعات شهر بانه کردستان در ساعت 7:33 دقیقه صبح، حین فرماندهی گردان یا زهرا در سنگر فرماندهی به شهادت رسید.

جراحتی که موجب شهادتش شد همچون حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود: جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش‌هایی مانند تازیانه بر کمرش.

 





برچسب ها : شهدا  , 
      

 

 

 

به گزارش پایگاه خبری سمنا به نقل از تسنیم ،خدیجه شعبانی مادر شهید تازه تفحص شده؛ «هاشم خلیلی»  از پسر شهیدش می‌گوید: 16 ساله بود که به جبهه رفت. بسیجی بود و داوطلبانه اعزام شده بود. من اصلا با رفتنش مخالفتی نکردم. خودش هم از اول خواست برود. نخستین‌بار عملیات «پنجوین» بود که رفت وقتی برگشت کارت «لبیک یا خمینی» را گرفته بود و خیلی ذوق داشت. برای بار دوم که داشت می‌رفت پدرش کمی مخالفت کرد، می‌گفت «درس‌ خواندن را ادامه بده، مملکت دکتر و مهندس می‌خواهد نمی‌شود که همه به جبهه بروند». اما هاشم گفت «من می‌خواهم بروم، وقتی ناموس و خاک کشور ما در خطر است باید برویم». هاشم با رضایت کامل پدر و مادرش به جبهه رفت.

 

هروقت پیکر شهدا می‌آمد من هم راهی می‌شدم

 

مادر شهید هاشمی درمورد خبر شهادت فرزندش می‌گوید: همرزمان و یکی از معاونان فرماندهانش آمدند و گفتند که ما دیدیم شهید شده است. اما پیکرش نیامد هر وقت شهدا را می‌آوردند من راهی می‌شدم تا بتوانم پیدایش کنم خودم بارها به مناطق رفتم دنبالش گشتم. یکی از فرماندهان درباره جزیره مجنون داشت صحبت می‌کرد بعد از اتمام مراسم به سراغش رفتم گفتم اینکه می‌گویند شهدا را به جزیره مجنون می‌آورند پس شهید ما چه می‌شود؟

 

سال 92 از بازگشت پسرم قطع امید کردم/خودش هم دوست داشت گمنام بماند

 

او با چشمانی پر از اشک به پیکر فرزندش اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: سال 92 دیگر امیدم را از برگرداندن پیکرها بریدم گفتند آوردنش سخت است. سال گذشته دوباره رفتم و پرسیدم گفتم الان وضعیت چگونه است؟ گفتند هنوز شرایط خوب نیست آوردنش بعید است. خودش هم دوست نداشت اگر شهید می‌شود پیکرش برگردد. می‌گفت دوست دارم گمنام بمانم. پدرش می‌گفت اگر به جنگ بروی چند حالت دارد یا اسیر می‌شوی، یا مجروح، یا شهید گمنام، یا شهید معمولی می‌شوی. گفت دوست دارم گمنام باشم. اگر پیکرم برنگردد بهتر است.

 

در این سال‌ها آزمایش DNA ندادم چون هاشم به گمنامی راضی بود/ حالا که برگشته یعنی رضایت داده است

 

خدیجه شعبانی طی این سال‌ها آزمایشی برای DNA نداده است درخصوص  این مطلب توضیح می‌دهد و می‌گوید: من در این چند سال نرفتم آزمایش بدهم دوست نداشتم که این شهدایی که می‌آورند شهید ما را هم در بر دارد یا نه. گفتم چون خودش راضی نبود نمی‌روم این کار را انجام دهم اما حالا که برگشته می‌فهمم دیگر راضی شده است.

 

دلتنگ که می‌شدم یا به راهیان نور می‌رفتم یا برسر مزار خالی‌اش در قطعه 27

 

مادر این شهید تازه تفحص شده می‌گوید: فکر نمی‌کردم بیاید امیدم را قطع کرده بودم همان سال 92 امیدم رفت. گفتم دیگر وقتی دلم برایش تنگ می‌شود یا به راهیان نور می‌روم یا به مزاری که در قطعه 27 برایش گرفته‌ام. سال‌های دلتنگی برای هر مادری یک جور می‌گذرد هر مادری برای خودش برنامه‌هایی دارد. خداوند صبری به من داد که توانستم تحمل کنم وقتی هر بار شهدایی را می آوردند من بی‌قرار می‌شدم می‌گفتم شاید شهید من هم در میانشان باشد اما… خداوند عنایت کرد و برگشت.

 

آن‌ها که چند شهید داده‌اند از ما مقاوم‌ترند/ ما در برابر مادران چهار شهید هیچیم

 

او به صبر شاخص مادران شهدا اشاره کرده و اضافه می‌کند: اگر صبر نبود این سال‌ها نابود می‌شدم و از بین می‌رفتم. صبری که خدا به مادر شهدای گمنام می‌دهد خاص است الان هم صبر می‌کنم من پسرم را در راه خدا و امام حسین دادم اگر در راه خدا نبود صبرم کمتر بود امیدوارم خدا از من قبول کنم و روز قیامت اگر شرمنده شهدا نباشم راضی‌ام. گریه‌ای هم الان بر من وارد می‌شود به خاطر مادر و فرزندی است وگرنه من که دیگر از حضرت ام‌البنین بالاتر نیستم. ما در برابر این‌ها و دیگر مادران شهدا که سه چهار شهید دادند هیچ ایم. آن‌ها که چند شهید دادند از ما مقاوم‌تراند.

 

شب به بهانه درس‌خواندن بیدار می‌شد اما نماز شب می‌خواند

 

مادر شهید خلیلی به خصوصیات اخلافی پسرش اشاره می‌کند و می‌گوید: هاشم با بچه‌های دیگرم خیلی فرق داشت. بچه های دیگرم هم خوب هستند اما او چیز دیگری بود. مثلا نیمه شب به بهانه درس بلند می‌شد اما نماز شب می‌خواند بلند می‌شدم می‌دیدم کتاب دفترهایش را طوری گذاشته که ما فکر کنیم درس می‌خواند اما می‌دیدم نماز شب می‌خوانده و وقتی از او سوال می‌کردم می‌گفت برای درس خواندن بیدار شده‌ام.

 

7ساله بود  وقتی از اصول دین می‌گفتم رنگش عوض می‌شد/لباس نو نمی‌پوشید تا از آه تنگ‌دستان در امان باشد

 

مادر این شهید تازه تفحص شده ادامه می‌دهد: ماه‌های رمضان اصلا خانه نمی آمد می‌گفت شما فکر می‌کنید شب احیا فقط به این سه روز ختم می‌شود. برای من از اول ماه رمضان تا آخر شب احیا است. از شب تا صبح همه‌اش مسجد بود. یکی از دوستانش پدر نداشت هاشم کاری می‌کرد که دوستش احساس ضعف نکند. کاری می‌کرد تا آن‌ها نفهمند او پدر دارد و دلشان بسوزد می‌گفت وقتی به جبهه می‌روم دنبالم نیا بچه‌ها هستند شاید میان‌شان کسی مادر نداشته باشد تا بدرقه‌اش کند و دلش بسوزد. هیچوقت لباس تو نمی‌پوشید می‌گفت شاید کسی مرا ببیند و نداشته باشد اگر آه بکشد من آن دنیا چه جوابی بدهم؟ هاشم هفت ساله بود و برادرش چهار پنج ساله بود داشتم درمورد اصول دین با بچه‌ها حرف می‌زدم و معانی‌شان را به آن‌ها توضیح می‌دادم هاشم صورتش سرخ می‌شد انگار فراتر از معانی کلام مرا می‌فهمید رنگ و رویش مدام تغییر می‌کرد. از کودکی یک جور دیگری بود. این خاطره را هیچ گاه فراموش نمی‌کنم.

 

او درمورد نحوه خبر پیداشدن فرزندش توضیحاتی می‌دهد و می‌گوید: دیروز به ما زنگ زدند و شماره پسرم را گرفتند. وقتی شماره را دادم پسرم امروز آمده می‌گوید بیا برویم آزمایش بدهیم. دیدم همه‌شان دارند جمع می‌شوند فهمیدم یک چیزی شده اما اصلا فکر نمی‌کردم پسرم پیدا شده گفتم حتما اتفاقی برای من افتاده. آرام آرام به من فهماندند. وقتی خبرش را دادند چون می‌دانستم هاشم دوست داشت گمنام بماند از پیدا شدنش حالم گرفته شد. اما بعد گفتم حتما حکمتی دارد.

 

در تربیت هاشم، به نماز، روزه، حلال و حرام تأکید زیادی داشتم

 

مادر شهید خلیلی از وصیت پسرش سخن گفته و تصریح می‌کند: هاشم همیشه توصیه می‌کرد که به خاطر من گریه نکنید. به خاطر علی اکبر امام حسین گریه کنید. من هم در مصیبت آن‌ها گریه می‌کنم در برابر این مصیبت ما هیچ هستیم. یکی از چیزهایی که همیشه در تربیت هاشم لحاظ می‌کردم تأکید و توجه به نماز و روزه بود. حواسم بود روزه‌ها و نمازهایشان نماند. حرام و حلال را رعایت کنند و ذره‌ای از مال حرام در زندگی‌شان داخل نشود. توصیه‌ خودم هم به مادران شهدای گمنام دیگر این است که از حضرت ام البنین مدد بگیرند ما که از ایشان بالاتر نیستیم. از ایشان بخواهیم صبرمان بدهد.

 

بسیجی شهید «هاشم خلیلی» فرزند علی‌اکبر متولد 1347 تهران بود. وی که برای رفتن به جبهه هنوز به سن قانونی نرسیده بود تاریخ تولد خود را در شناسنامه به 1346 یعنی یک سال بزرگتر تغییر داد و توسط لشکر 27 محمد رسول‌الله (صلّی اللّه علیه و آله) به‌صورت داوطلبانه به جبهه اعزام شد. شهید خلیلی سال 62 در عملیات خیبر و در منطقه جزیره مجنون به شهادت رسید. پیکر این شهید 15ساله در منطقه ماند و در شمار شهدای مفقود الجسد جای گرفت. پیکر مطهر این شهید در جریان عملیات تفحص توسط کمیته جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح کشف شد.

 

 





برچسب ها : شهدا  , 
      

 

 

در باغ شهادت رانبندید * به ما بیچارگان زان سو نخندید




سبک بالان خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند 
سواران لحظه ای تمکین نکردند
ترحم بر من مسکین نکردند
سواران از سر نعشم گذشتند
فغان ها کردم ، اما بر نگشتند
اسیر و زخمی و بی دست و پا من
رفیقان ، این چه سودا بود با من
رفیقان ، رسم همدردی کجا رفت ؟
جوان مردان ، جوانمردی کجا رفت ؟
مرا این پشت مگذارید بیتاب
گناهم چیست ؟ پایم بود در خاک
اگر دیر آمدم ، مجروح بودم
اسیر قبض و بسط روح بودم
در باغ شهادت را نبندید
به ما بیچارگان زان سو نخندید




اگر آه تو از جنس نیاز است
در باغ شهادت باز باز است

ای دل! تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند! این چه اختیاری است که برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد؟ ای دل! نیک بنگر تا قلاّده دنیا برگردنشان ببینی و سررشته قلاّده را، که در دست شیطان است. آنان می انگارند که این راه را به اختیار خویش می روند، غافل که شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی که در نفس خویش دارند می فریبد . ( شهید آوینی )





برچسب ها : شهدا  , 
      


«بیا عاشقی را رعایت کنیم


ز یاران عاشق،حکایت کنیم»

از آنان که بوی خدا می‌دهند 

به دنیای ما کربلا می‌دهند

از آنان که در جبهه عاشق شدند

و با یک تبسم،شقایق شدند

ز مردان سرخی که نورانی اند

سحر صورت و ماه پیشانی اند

از آنان که از تیره آتشند

به دور زمین،خط خون می کشند

از آنان که با عافیت دشمنند

«و تیر از پی امر حق می‌زنند»

از آن سینه سرخان که پرپر شدند

به بوی بهشت،معطر شدند

بیا یاد گلهای پرپر کنیم

حدیث جنون را،مکرر کنیم

بیا سینه چاک شهیدان شویم

صمیمانه،خاک شهیدان شویم

بیا تا بچینیم یک زخم ناب

ز پیشانی غیرت آفتاب

بیا تا بگوییم«غیرت» که بود

«بروجردی»و«حاج همت» که بود

بیا همچو «منصور» عارف شویم

شبی مست از «حسن یوسف»شویم

بگوییم از «یوسف»،آن حق سرشت

علمدار سبز سپاه بهشت

از آن یوسف عشق،آن نازنین

که پر بود از لحظه های یقین

از آن یار عاشق،ز شیخ شهید

از آن عارف حق،بشیر امید

ز مردی که نامش«محلاتی» ست

دلش نیمه شب،بی صدا می شکست

از آن شیخ نورانی و اهل درد

از آن جبهه مرد صلابت نبرد

ز گردان «اشتر» و «شهبازی» اش

ز «ناهیدی» و شور سربازی اش

تو می‌دانی آیا «زمانی» که بود؟

«چراغی» و یا «قهرمانی» که بود؟

تو می‌دانی آیا «کریمی» که بود؟

و با عشق،یار صمیمی که بود؟

تو با «قجه‌ای» همسفر بوده‌ای؟

ز همسنگران خطر بوده‌ای؟

تو در جبهه «فتح المبین» دیده‌ای؟

خدا را شبی،روی مین دیده‌ای؟

تو در جبهه «نصر» جنگیده‌ای؟

تو با رمز «والعصر»،جنگیده‌ای؟

چه می‌دانی از «باقری» ها،تو هیچ!

ز «کلهر»،بگو جان مولا،توهیچ!

نماندی تو یک فصل در جبهه،آه!

برو توبه کن،ای دل روسیاه!

نخواندی تو از جبهه یک فصل،خون

نگشتی تو از جامه تن برون

نمی‌دانی از عشق و غیرت،تو هیچ

دل خویش را در تغافل تو هیچ

بیا هشت فصل جنون،گریه کن

بیا زیر باران خون،گریه کن

چه گلهای سرخی که پرپر شدند!

چه مردان سبزی،کبوتر شدند!

پس از لاله،فصل غریبانه‌ای ست

بر این فصل بی لاله،باید گریست

پس از لاله،فصل بداقبالی است

و جای شهیدان ما،خالی است

چه غافل!چه غافل!چه ما غافلیم!

اسیر زمینیم و پا در گلیم

در این خانه با بوی نان دل خوشیم

بر طین خاک بی آسمان،دل خوشیم

چو پاییز،زردیم و بی برگ و بار

همآغوش مرداب و حسرت تبار

بیا روز شد،شب نشینی بس است

حرام است شب،تا که خورشید هست

بیا درد خود را مداوا کنیم

ز بوی تغافل،تبری کنیم

بیا تا بخوانیم،این فصل را

بیا تا بمانیم،در جبهه ها

به بوی شهادت، شکوفا شویم

بیا حافظ نام گلها شویم

شهیدانمان را زیارت کنیم

به آلاله،عرض ارادت کنیم

«که سخت است خاموشی لاله ها

دریغ از فراموشی لاله ها»

پس از جنگ،تکلیف ما روشن است

دل لاله ها را،نباید شکست

نباید که با «عافیت» داد،دست

و این جاده ها تا خدا روشن است

...

منبع: http://isaarshohadaa.blog.ir 






برچسب ها : شهدا  , 
      

 

 

 

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش که در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد

 

اس ام اس ماه محرم


عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین

 

اس ام اس ماه محرم


عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی که خدای تو عزادار حسین است

 

اس ام اس ماه محرم


آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

 

اس ام اس ماه محرم

 

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم

 

اس ام اس ماه محرم

 

ای وجودت عشق را معنای حسین عالمی یک قطره تو دریا حسین فرا رسیدن ماه محرم را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گم

 

اس ام اس ماه محرم

 

پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است

 

اس ام اس ماه محرم

 

السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)

 

اس ام اس ماه محرم

 

اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرد
دل را حرم و بارگه خون خدا کرد

 

اس ام اس ماه محرم

 

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشوار به پا شد

 

اس ام اس ماه محرم

 

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ...
ای به دل بسته ، قدری آهسته
کن مدارا با ، زینب خسته ...
یا حسین مظلوم ...

 

اس ام اس ماه محرم

 

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه از می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...

 

اس ام اس ماه محرم

 

دوست دارم هر چی دارم بدم به راه تو حسین
تا که سینه خیز بیام میون بین الحرمین

 

اس ام اس ماه محرم

 

السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

 

اس ام اس ماه محرم

 

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیم
السلام علیک یا ابا عبدالله ...

 

اس ام اس ماه محرم

 

کربلا لبریز عطر یاس شد. . . .نوبت جانبازی عباس شد

 

اس ام اس ماه محرم

 

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود

 

اس ام اس ماه محرم

 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

 

اس ام اس ماه محرم


دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم
بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم

 

اس ام اس ماه محرم

 

گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست . . . علم فاطمه دست قلم عباس است.

 

اس ام اس ماه محرم

 

پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است ؟
آهی کشید و گفت ماه محرم است...

 

اس ام اس ماه محرم

 

باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

 

اس ام اس ماه محرم

 

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن
دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

 

اس ام اس ماه محرم

 

با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید مه سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

 

اس ام اس ماه محرم

 

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

 

اس ام اس ماه محرم

 

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله .
حلول ماه محرم ، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسلیت باد . التماس دعا

 

اس ام اس ماه محرم

 

نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

 

 





برچسب ها : شهدا  , 
      

در روز اوّل محرّم، روزه گرفتن مستحب است، که در روایتى امام رضا(علیه السلام) فرمود: «هر کس این روز را روزه 


بگیرد، و حاجت خویش را از خداوند بخواهد، خداوند دعایش را به اجابت خواهد رساند، این روز همان روزى بود که حضرت


زکریّا در این روز، از خداوند فرزندى را طلب کرد و خداوند دعایش را به اجابت رساند و یحیى را به وى عنایت فرمود». منبع


(کامل الزیارات، باب 71، صفحه 174، حدیث 5.)





برچسب ها : شهدا  , 
      

http://s5.picofile.com/file/8147656442/Zoljanah_Screen_Saver.exe





برچسب ها : شهدا  , 
      

یه روز یه ترکه یه اصفهانیه یه قزوینی یه لر

و

چند تا از بچه های این آب و خاک همشون ایستادن تا دشمن به دین و ناموسمون چپ نگاه نکنه

ترکه باکری بود

اصفهانیه خرازی بود

قزوینیه بابایی بود

لره بروجردی بود

 

+یادمون باشه واسه هر وجب از این خاک 8 نفر جونشونو دادن!

به احترام خونشون....!

 





برچسب ها : شهدا  , 
      

اوقات شرعی به افق روستای مکی





برچسب ها : شهدا  , 
      

شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان

از مقدم پاک آن ولی سبحان

آن پرده نشین کاخ وحدت امروز

بنمود رخ از پرده و گردید عیان

ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

.

.

.

اس ام اس ولادت امام زمان(عج)

ای وارث تاج و تخت محمود بیا / مرآت صفات پاک معبود بیا

خلق آرزوی بهشت موعود کنند / والله تویی بهشت موعود بیا

عید شعبان مبارک باد



 

 

 

مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد

تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد

السلام علیک یا صاحب الزمان

بهترین هدیه به امام زمان عج ترک یک گناه است

.

.

.

بر منتظرین مژده بده منتظر آمد / از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد

ای منتظران گنج نهان می آید / آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور / گفتند که صاحب الزمان می آید

میلاد امام زمان بر شما مبارک

.

.

.

عصر انتظار، ولادتت را به جشن گرفته است، ای گل نرگس

چشمان منتظر ما، خیس از اشک شوق میلاد توست، مهدی زهرا

خجسته باد میلاد مولود نجات

.

.

.

آمدنت چون رستاخیز، عدل گستر است و چون سپیده صبح

نوید آغازی دوباره برای همه خوبی هاست .

میلاد مهدی موعود مبارک باد

.

.

.

پیامک ولادت امام زمان (عج)

جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند

نام مهدی صد هزاران درد درمان می کند

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار

من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند

ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

.

.

.

طلوع نزدیک است اگر بخواهیم

ظهور تو زیباتر از ظهور همه‌ی زیبایی‌هاست

چشم به راه زیباترین بهاریم

خدایا انتظار چقدر دیر می‌گذرد

با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را

بیایید همه منتظر آمدنش شویم

.

.

.

دوبیتی ولادت امام زمان(عج)

برخیز که حجت خدا می آید / رحمت زحریم کبریا می آید

از گلشن عسگری گذر کن که سحر / بوی گل نرگس از فضا می آید

ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

.

.

.

ای منتظران گنج نهان می آید

آرامش جان عاشقان می آید

بر بام سحر طلایه داران ظهور

گفتند که صاحب الزمان می آید

ولادت امام زمان(ع) مبارک باد

.

.

.

قدم ‌هایت بوسه‌گاه چشم‌هایمان ای گل نرگس

جشن میلادت کاش به ضیافت ظهور می‌پیوست

میلاد نرگس پنهان گرامی باد

.

.

.

پیامک ویژه ولادت امام زمان(عج)

سر راهت در انتظارم

برده هجرت صبر و قرارم

جز ظهورت ای گل زهرا

به خدا حاجتی ندارم

.

.

.

.
.
.
همه هست آرزویم که بیینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ننموده‏ای و ببینم

همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

.

.

.

ای ماه فاطمه!

به آن امید که از افق نور بازگشت تو را دریابم،

همه شب ستاره می شمارم تا صبح دیدارت فرا رسد . . .





برچسب ها : شهدا  , 
      
   1   2   3      >


پیامهای عمومی ارسال شده